شير على خان لودى
109
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
بپرسند ، اگر سائل اوّل از جهتى آمده باشد كه دم ازآنجهت روان بود ، بايد گفت كه فتح وى را خواهد شد ، و دويمى اگر ازآنجهت آمده كه نفس جارى نيست ، بپرسد ، گويد كه فتح وى [ را ] نخواهد شد . و همچنين اگر شخصى از جنگ دوكس پرسد كه فتح كدام يكى از آنها [ را ] خواهد شد ، نام هركدام را كه اوّل برده باشد ، فتح كند ، به شرطى كه سائل در جهت نفس جارى باشد ، و هركدام را كه در آخر نام برده باشد و سائل در جهتى بود كه در آن جهت نفس جارى نباشد ، آنكس فتح كند ، و هركس كه در جهت خالى اوّل نامش بر زبان آورده ، هزيمت يابد . و اگر در وقت جنگ ، نفس قمرى از استهاى ( ؟ ) يعنى مقيم جارى بود ، فتح كند ، و بايد كه استهاى همان وقت به جنگ پردازد كه نفس قمرى وى جارى باشد و جايى يعنى آينده در وقتى به جنگ پردازد كه نفس شمسى وى جارى باشد كه هرآينه فتح كند ، و دستور چنان است كه نفس جارى در هنگام جنگ از مقابلهء دشمن برتافته ، جانب خالى در مقابل داشته ، جنگ كند ، و چون بدين قاعده عمل نمايد ، هرآينه دشمن مغلوب گردد يا كشته شود . و حكماى هند گفتهاند كه در اين حكم شكّ و شبهه نيست . و اگر خواهد كه بر دشمن حربه اندازد ، جانب خالى را در مقابل داشته ، حربه افكند . و چون دشمن بر سر اين كس بيايد و خواهد كه حربه افكند ، بايد كه نفس جارى در مقابل وى دارد تا مجروح نشود ، و اگر مجروح شود ، زخم كارى نيابد . و اگر نفس قمرى از استهاى جارى بود ، استهاى در جانب مشرق يا شمال جايى بود ، استهاى فتح كند . و اگر نفس شمسى جارى بود و جايى در مغرب يا جنوب استهاى بود ، جايى فتح كند . و چون نفس قمرى جارى بود ، بايد كه قمر را مقابل و يا چپ داشته باشد ، جنگ كند . و اگر نفس شمسى جارى بود ، بايد كه آفتاب را در پس پشت يا جانب راست گرفته ، جنگ كند ، فتح و ظفر آرد ، و ضابطهء دريافتن اين معنى چنان است كه چون قمر در مثلّثهء آتشى بود كه آن حمل و اسد و قوس است ، مشرقى بود ، و اگر در مثلّثهء خاكى باشد كه آن ثور و سنبله و جدى است ، قمر جنوبى بود ، و اگر در مثلّثهء بادى كه جوزا و ميزان و دلو است باشد ، قمر مغربى بود ، و اگر در مثلّثهء آبى كه سرطان و عقرب و حوت باشد ، شمالى بود ، و قس على هذا فى الشّمس . دقيقهء ثالثه ، در علاج امراض و مانند آن - اگر شخصى را مادّهء حرارت بر بدن باشد ، خواه تب صفراوى و دموى و خواه هر قسم حرارتى مستولى گردد ، مثل صداع و غيره ، علاجش آن است كه سوراخ راست بينى را يك شبانه روز يا زياده به قدر زوال آن حرارت با پنبه يا كهنه مسدود سازد ، چنان كه دم از آنجا بيرون نتواند رفت ، البتّه حرارت نقصان پذيرد ، بلكه زايل گردد ، و اين عمل به تجربهء مؤلّف اين اوراق رسيده . و همچنين در تبهاى بلغمى و هوازدگى يا غلبهء رطوبت و برودت سوراخ چپ را مسدود سازد ، از آن تشويش رهايى يابد ، و اگر ورزش